بیادش وبیاریش
15 کیلومتر مانده به اصفهان یه شهری هست به اسم شاهین شهر
که نه آثار باستانی دارد نه جای باستانی براش درست میکنن ونه طبیعت بکر دارد ولی تاریخ جالبی دارد:
در زمان رضا خان ییلاق اشرافیون بوده وعریضه میارن که:علیا حضرت ما توی این شهر گم میشیم ،شهر دزد داره....وهزار بهونه که بیان تهران وبچسبن دوباره به شاه.
شاه از فرانسه مهندس میاره و میگه:من ده روز بهتون فرصت میدم که این شهر رو جوری درست کنید کهبن بستی توی این شهر نباشه.
خلاصه بعد از ده روز رضا خان از هر جای شهر که وارد میشه به خیابون میرسه وهیچ بن بستی وجود نداره.
موردبعدی دزدهای اون شهر بود که کسی نمیدونه چه کاری میکنه که اصلا"دیگه دزدی وجود نداره توی این شهر.
الان بعد از نزدیک به ۵٠ سال از این واقعه هنوز که هنوزه هیچ کوچه بن بستی در این شهر وجود نداره
یه روایت دیگه هم خودم پیدا کردم که باید دید کدوم درستر است:
یکی دیگر از جاهای دیدنی خونه های چوبی است که در زمان قبل از انقلاب مهندس های شرکت نفت یا فولاد میان اونجا رو درست میکنن..تمام خونه از چوبه حتی دستشویی وحموم وهنوز هیچ جک وجانوری در این خانه های چوبی پیدا نشده والان این خانه ها ،خانه های مسکونی کارکنان شرکت هواپیمایی شده است.
من اصلا"انتظار همچین شهری رو نداشتم با اینکه شهر کوچکی است ولی تیپها –مردم- مغازه ها- قیمت ها آدم رو یاد تهران یا کرج میندازه
و درمقابل اصفهان ما با یک بهشت کوچک مواجه میشویم...حال چرا بهشت کوچک ،در سفر نامه اصفهان خواهید خواند....
پ.ن:با تشکر از آقایان حجت جهانگیری وعبدا..معصومی
نظرات ()